X
تبلیغات
مرگ تدریجی
بررسی نظریه های جامعه شناسی و روانشناسی در مورد اعتیاد
رفاه اقتصادی خانواده: در خانواده هایی كه رفاه و درآمد اقتصادی زیاد است، روابط انسانی بر اثر كثرت كار و یا سرگرمی ضعیف تر می گردد. ضعف روابط انسانی به نوبه خود عامل مساعدی برای كشش به سوی انحرافات اجتماعی است. امروزه والدین و فرزندان نسبت به هم احساس و عاطفه گذشته را ندارند، چون با یكدیگر تماس و ارتباط كمتری دارند و از طرف دیگر افرادی كه درآمد بیشتر از حد دارند، موقعیت و زمینه مساعدتری برای تفریحات متنوع در داخل و یا خارج از كشور را دارند و بدیهی است كه این قبیل امكانات برای مصرف و فروش مواد مخدر زمینه بسیار مساعدی است. - ستیزه والدین: اختلافات زناشویی و نزاع بین پدر و مادر باعث می شود محیط خانواده برای تربیت فرزندان، ناامن و نامناسب شود. وقتی خانواده، كانون و محیط مناسبی برای زندگی نباشد، انسان سعی می كند بیشترین اوقات خود را در خارج از خانواده بگذراند و این كار ارتباط او را با دیگرانی كه چون شكارچیان ماهری به دنبال شكار می گردند، زیاد می كند و آنها پس از شناخت مشكل شخص در نقش انسانی دلسوز ظاهر شده و برای فرار از این واقعیت تلخ، فرد را به سوی اعتیاد و دیگر انحرافات اجتماعی فرا می خواند. هر چقدر ستیزه های خانوادگی بیشتر باشد، احتمال كشش به طرف انحرافات اجتماعی بیشتر است

.  6- رفاه اقتصادی خانواده: در خانواده هایی که رفاه و درآمد اقتصادی زیاد است، روابط انسانی بر اثر کثرت کار و یا سرگرمی ضعیف می گردد. ضعف روابط انسانی نیز به نوبه خود عامل مساعدی برای کشش فرد به مواد مخدر است. بهترین دلیل این مدعا افزایش روزانه درصد معتادان در جوامع صنعتی غرب است که با رشد صنعت، روابط انسانی ضعیف تر می گردد.  همچنین افرادی که درآمد بیش از حد دارند موقعیت و زمینه مساعدتری برای شرکت در کلوپ های شبانه و یا تفریحات متنوع در داخل یا خارج از کشور دارند و بدیهی است که این قبیل امکانات و تفریحات، زمینه را هم برای مصرف و هم برای فروش مواد مخدر بسیار مساعد می نماید.  «خداوند در قرآن کریم، رفاه طلبی و "اتراف" را به شدت مورد حمله و نکوهش قرار می دهد و آن را عامل مستقیم در ایجاد طغیان، فساد و ظلم و کژی ها معرفی می نماید. همچنین در متون دینی آمده است که رفاه طلبی و زندگی مرفّهانه سبب طغیان در برابر خداوند، سیطره شهوات بر انسان، همراهی با ظالمان، فاسقان و کافران، لذت گرایی، غرق شدن در کامیابی ها و نیز اقدام به کجروی ها می شود. پیامبر اکرم(صلی الله علیه وآله) در فرازی می فرمایند: من از ثروت بیش از حد، بیش از فقر برای شما هراسان هستم و آن را موجب هلاکت و سقوط می دانم، و نیز امام علی(علیه السلام) فزونی ثروت را مایه هلاکت، طغیان و فنا8- فقر اقتصادی: فقر و انحرافات اجتماعی از جمله پدیده هایی هستند که به نظر بسیاری از صاحب نظران با هم مرتبط می باشند. آنان پدیده های مزبور را در دو طبقه خرد و کلان تبیین کرده اند. در سطح خرد، فقر را معلول ویژگی ها و استعدادهای فردی شخص می دانند و عواملی همچون ضعف جسمانی و اختلالات روانی و بی استعدادی را از جمله مواردی می دانند که در رابطه با ایجاد فقر مؤثرند. اما در سطح کلان، فقر و انحرافات هر یک معلول تلقّی شده، در یک چرخه علّی و معلولی قرار می گیرند. بر اساس این گونه تبیین ها، مشخص می شود که در سطح نهادها، سازمان ها، روابط اجتماعی و خصایص ساختاری جامعه مشکلی وجوددارد و سبب ایجاد یک معضل در جامعه شده است. تحقیقات و پژوهش ها در عین حال که مؤید وجود رابطه مستقیم بین فقر و انحرافات نیست، اما وجود همبستگی میان آن دو را تأیید می نماید. بر این اساس، فقر به عنوان یکی از مسائل اجتماعی، در وقوع انحرافات و افزایش میزان آن، به ویژه در زمینه جرایم زنان، اعتیاد و سرقت تأثیرگذار است. در رویکرد دینی نیز این همبستگی میان فقر و انحرافات اجتماعی مورد تأیید است; بر این اساس، فقر انگیزش روی آوری به کجروی را افزایش می دهد. همچنان که رفاه طلبی و ثروتمند بودن در گرایش فرد به سوی انحرافات اجتماعی، انگیزه ای بسیار قوی می باشد. همان گونه که فقر می تواند فرد را به سوی قاچاق مواد مخدر و اعتیاد بکشاند، خود نیز یکی از عواقب اعتیاد می باشد; یعنی رابطه ای دوسویه بین فقر و اعتیاد وجود دارد، به گونه ای که هرگاه فرد فقیر به دلیل مشکلات مالی به اعتیاد روی آورد، اعتیاد باعث فقر هر چه بیشتر او می شود; زیرا از سویی، مصرف مواد مخدر نیازمند به صرف هزینه می باشد و از سوی دیگر، فرد معتاد ضعیف شده است و اراده کار کردن ندارد. آمارهای موجود تأییدکننده ارتباط بین اعتیاد و فقر می باشند. به عنوان نمونه، بر طبق آماری که در بین سال های 1371ـ1377 انجام گرفت، این نتیجه به دست آمد که بین تغییرات نسبت خانواده های زیر خط فقر نسبی و تعداد دستگیر شدگان مرتبط با مواد مخدر همبستگی بالایی وجود دارد. اگر خانواده های کودکان از وضعیت اقتصادی ضعیفی بر خوردار باشند. دچار مشکلات فراوانی در جهت ادامه تحصیل و شغل و غیره می شوند.بنابراین بعضی از جوانان در اثر این مشکلات به اعتیاد روی می آورند. به همان اندازه اگر وضعیت اقتصادی خانواده مطلوب باشد و نیازهای مالی جوانان از سوی والدین بر آورده شود ، روحیه گریز از اعتیاد در آنها افزایش می یابد.
پس وضعیت اقتصادی خانواده ها در روی آوردن کودکان به اعتیاد مؤثر است. 9- اختلافات خانوادگی والدین: خانواده، حریم امن و آرامش است. ستیزه و اختلاف در خانواده از علل مهم گرایش افراد به ناهنجاری ها و اعتیاد است. افراد پرورش یافته در خانواده نابسامان و از هم گسیخته زمینه های بیشتری در گرایش به انحراف و اعتیاد دارند. هر قدر کودکان و نوجوانان شاهد در گیریها و نزاعهای بیش از حد والدین خود قرار گیرند و هیچگونه محبتی را بین والدین احساس نکنند،به اعتیاد روی می آورند و هر قدر والدین دارای رابطه انسانی و محبت آمیز داشته باشند و کودکان از لحاظ عاطفی و نوع روابط اعضای خانواده رضایت داشته باشند به همان میزان از گرایش به سوی اعتیاد روی گردان خواهند شد.طبق یافته های تحقیقی 44 درصد بزهکاران جامعه ما در خانواده های لاابالی زندگی می کنند. همچنین در پژوهش دیگری نشان داده شده است که 82 درصد معتادان، ستیزه های خانوادگی را در فرار فرزندان و روی آوردن به اعتیاد مؤثر می دانند.35 زمانی که محیط خانواده، محیط مناسبی برای زندگی نباشد، فرد سعی می کند بیشترین وقت خود را در خارج از خانه صرف نماید و این کار، ارتباط افراد را با شکارچیانی که به دنبال شکار می گردند مهیا می سازد. باید توجه داشت که هر قدر ستیزه های خانوادگی بیشتر باشد، احتمال کشش افراد به طرف مصرف مواد مخدّر و دیگر انحرافات اجتماعی بیشتر است.  دانسته استhttp://kolbeparvaz.persianblog.ir/post/20/

+ نوشته شده در  دوشنبه 19 بهمن1388ساعت 13:44  توسط سمیه اصغرپور  | 

در مطالعات علمی نشاداده شده است كه فقر مبنا و اساس انحرافات اجتماعی است. از آن جایی كه بیشتر مجرمین، معتادین به مواد مخدر و الكل، مبتلایان به امراض روانی و اشخاصی كه اقدام به خودكشی می نمایند، از طبقات پایین اجتماعی بوده اند در عصر حاضر از فقر به عنوان عامل عمده انحرافات اخلاقی یاد شده است. ارتكاب جرائم طبقات فقیر از شكافی كه بین خواسته های جوانان آن طبقه با آن چه كه در دسترس آنهاست، سرچشمه می گیرد. عمده ترین علت انحرافات اخلاقی طبقه فقیر نتیجه فشارهای حاصله از شكست در رسیدن به هدف های معین است.www.bashgah.net/pages-8686.html

+ نوشته شده در  دوشنبه 19 بهمن1388ساعت 13:41  توسط سمیه اصغرپور  | 

در مطالعات علمی نشاداده شده است كه فقر مبنا و اساس انحرافات اجتماعی است. از آن جایی كه بیشتر مجرمین، معتادین به مواد مخدر و الكل، مبتلایان به امراض روانی و اشخاصی كه اقدام به خودكشی می نمایند، از طبقات پایین اجتماعی بوده اند در عصر حاضر از فقر به عنوان عامل عمده انحرافات اخلاقی یاد شده است. ارتكاب جرائم طبقات فقیر از شكافی كه بین خواسته های جوانان آن طبقه با آن چه كه در دسترس آنهاست، سرچشمه می گیرد. عمده ترین علت انحرافات اخلاقی طبقه فقیر نتیجه فشارهای حاصله از شكست در رسیدن به هدف های معین است.www.bashgah.net/pages-8686.html

+ نوشته شده در  دوشنبه 19 بهمن1388ساعت 13:41  توسط سمیه اصغرپور  | 

فقر مادی خانواده:

با کمال تاسف دیده شده که بیشترین معتادان هر جامعه را افراد فقیر تشکیل می­دهند، مثلا افرادی که در محله­های شلوغ و پر جمعیت شهرهای صنعتی و تجارتی زندگی می­کنند بیشترین درصد معتادان شهر نیویورک هستند. البته نمی­­توان گفت بین فقر و اعتیاد رابطه مستقیم وجود دارد چون در هر جامعه عده زیادی از مردم فقیرند ولی معتاد نیستند علتهایی که این افراد را به این راه می­کشاند یکی محرومیتهای ناشی از فقر است که تنها راه فرار از این ناراحتیها را مصرف مواد مخدر می­دانند. عامل دیگر اینکه تولید کنندگان سعی می­کنند عوامل توزیع را از این گونه افراد انتخاب کنند، چون اولا به علت فقر، تخصص و حرفه­ای ندارند و در نتیجه بازار کارشان بی­رونق است. عوامل تولید سعی می­کنند اول آنان را معتاد کنند و بعد از آنان برای فروش مواد مخدر استفاده نمایند.

ستیزه والدین:

ضمن ارتباط و تماس با معتادان جوان به عده­ای برخوردم که از روابط نامطلوب والدینشان با یکدیگر و با آنان این راه را انتخاب کرده بودند. چون وقتی محیط خانوداه کانون و محیط مناسبی برای زندگی نباشد انسان سعی می­کند بیشترین اوقات خود را در خارج از خانواده بگذارند و این کار ارتباط او را با دیگرانی کهچون شکارچیان ماهری به دنبال شکار می­گردند، زیاد می­کند و آنان پس از شناخت مشکل شخص در نقش انسانی دلسوز و با توجه به مشکلات دیگران ظاهر شده برای فرار از این واقعیت تلخ اورا به مصرف داروی مخدر دعوت می­کنند و پس از چند بار مصرف معتادش می­نمایند، ولی پس از معتاد کردن شخص دیگر از آنان به عنوان دوستی دلسوز خبری نمی­شود. هرقدر ستیزه­های خانوادگی بیشتر باشد، احتمال کشش به طرف اعتیاد و دیگر انحرافات اجتماعی بیشتر است.

رفاه اقتصادی خانواده:

تعداد چشمگیری از مشتریان مواد مخدر را افراد ثروتمند و پر درآمد جامعه تشکیل می­دهند. چون در خانواده­هایی که رفاه و درآمد اقتصادی زیاد است روابط انسانی بر اثر کثرت کار و یا سرگرمی ضعیف­تر می­گردد ضعف روابط انسانی به نوبه خود عامل مساعدی برای کشش به مواد مخدر است. بهترین دلیل این مدعا افزایش روزانه درصد می­گردد. امروزه والدین و فرزندان نسبت به هم احساس و عاطفه گذشته را ندارند چون با یکدیگر تماس و ارتباط کمتری دارند و یا افرادی که در­آمد بیش از حد دارند موقعیت و زمینه مساعدتری برای شرکت در کلوبهای شبانه و یا تفریحات متنوع در داخل و یا خارج از کشور را دارند و بدیهی است که این قبیل امکانات هم برای مصرف و هم برای فروش مواد مخدر جای بسیار مساعدی است. در جامعه­های امروزی افرادی که بیشترین درآمدها را دارند چون برخی از هنرمندان هنرهای مبتذل و آنانی که زندگی بورژوازی دارند اغلب ارقام چشمگیری از معتادان تشکیل می­دهند.

+ نوشته شده در  شنبه 7 آذر1388ساعت 18:41  توسط سمیه اصغرپور  | 

دیدگاههای مبتنی بر ویژگیهای درون فردی

1.      مدل بوم شناسی اجتماعی

2.      الگوی تحقیر خود

3.      یاد گیری اجتماعی چند مرحله ای

4.      نظریۀ تعامل خانواده

در دیدگاه های مبتنی بر ویژگیی های درون فردی تئوری های متفاوتی وجود داشته ولی چون پیشتر مربوط به حوزۀ روان شناسی و روان کاوی می شود و نظریه تعامل خانواده چون مربوط به حوزۀ اجتماعی بود. مورد بررسی قرار گرفت.

 

نظریۀ تعامل خانواده

نروک و هماران (1990) نظریۀ پیچیده ای را توصیف می کنند که در آن دلبستگی عاطفی به والدین، یاد گیری اجتماعی و ویژگیهای درون فردی نوجوانان، مستفیماً بر مصرف مواد اثر می گذارد. اساس نظریه تعامل خانواده، ارتباط و پیوند قوی عاطفی میان والدین و کودک، خصوصاً ارتباط مادر با کودک است.

براساس این نظریه، دلبستگی میان والد و کودک چهار علت و سه علت و سه پیامد دارد. علل آن عبارتند از الف) ارزشهای مورد قبول والدین؛ ب) رفتار و تربیت توام با حمایت و عطوفت والدین؛ ج) سازگاری روانی مادر و د)  کنترل مادر در مورد کودک. سه پیامد پیوند قوی میان والد و کودک عبارتند از: الف) رشد شخصیتی مناسب و سازش یافته در نوجوان؛ ب) عدم برقراری ارتباط با همسالانی که مصرف کنندۀ مواد هستند و ج) مصرف کم یا عدم مصرف مواد در میان نوجوانان. در این دیدگاه، والدینی که ارزشهای مشخصی ندارند و کمتر ابراز محبت و مهربانی می کنند یا مادراین که آرامش روانی و کنترل کمی بر کودکانشان دارند، فرزندانی پرورش می دهند که در دورۀ نوجوانی در معرض مشکلات متعددی قرار می گیرند. از جمله این مشکلات می توان به ارتباط با همسالان مصرف کنندۀ مواد و در نهایت مصرف مواد اشاره کرد (فلمینگ و باری، 1998؛ پرتیتس و همکاران، 1995).

همچنین این نظریه بر تاثیر برخی ویژگیهای بین فردی در مصرف مواد مخدر تاکید دارد. این ویژگیها عبارتند از بی علافگی و عدم توجه به پیشرفت، یکپارچگی ضعیف من یا نیرومندی فرامن، افسردگی، حرمت خود پایین، پرخاشگری، نافرمانی و عدم تبعیت، هیجان طلبی و ناتوانی در کنترل تکانه ها.

نظریه های یکپارچه نگر

نظریۀ رفتار مشکل

این نظریه را جسورو همکاران (1977) مطرح کرده و در ا« به تبیین علل رفتارهای مخاطره آمیز نوجوانان پرداخته اند. در این نظریه نوجوانی که رفتار مشکل آفرین دارد (مثلاً بزهکاری) بیشتر در معرض مشکلات روانشناختی دیگر قرار می گیرد (مثلاً مصرف حشیش). در تایید این نظریۀ تحقیقات نشان می دهد نوجوانانی که حشیش مصرف می کنند، احتمال بیشتری برای مصرف الکل دارند و در عین حال از نظر جنسی بی مبالاتند؛ ممکن است کارهای خلاف انجام دهند، فرار و دعوا کنند یا با والدین خود مخالفت ورزند (پرتیتس و همکاران، 1995).

براساس مطالعه کاندل (1986)، آنهایی که در سنین دبیرستان ماری جوانا مصرف می کرده اند، میزان بالاتری از جدایی و طلاق، بزهکاری و تمایلات فزاینده جهت مشاوره با متخصصان بهداشت روانی داشتند. در یمان زنان، الگوهای شغلی ناپایداری مشخص شد، گر چه مولف این نکته را هم در نظر دارد که این آثار ممکن است فقط به ماری جوانا وابسته نباشد، بلکه با مصرف الگل و کوکائین نیز مرتبط باشد (دیویسن و نیل، 2001).

2. نظریه گروه همسالان

اوتینگ و بوالیس (1986 و 1987) نظریه ای را مطرح کردند که برخی مسائل و مفاهیم نظریه جسور و همکاران (1991) را نیز در بر می گیرد. طبق این نظریه، تنها متغیر منفرد و عمده درسوء مصرف مواد در نوجوانان، تاثیر همسالانی است که آنها برای ارتباط انتخاب کرده اند و به طور کلی استفاده از مواد مستفیماً به ارتباط با همسالان مربوط است (لوک فلد و کلایتون،)

بر اساس این نظریه، چهار گروه از متغیرها بر ارتباط نوجوانان با همسالان مصرف کنندۀ مواد تاهیر دارند: گروه اول، متغیرهای ساختار اجتماعی نظیر طلاق در خانواده و موقعیت اجتماعی- اقتصادی که فرض می شود به طور غیر مستقیم شرایط لازم را برای مصرف مواد به وجود می آورد. گروه دوم، ویژگیهای روانشناختی، صفات شخصیتی و خلق و خوی نوجوانان که پیوند و دلبستگی آنها را به همسالان بیشتر یم کند- نظیر عزت نفس پایین و اضطراب زیاد ازحد. گروه سوم، نگرشها و بارورهای نوجوانان در مورد رفتارهای انحرافی به طور کلی و مصرف مواد مخدر به صورت خاص است که ممکن است مشوق یا باز دارندۀ مصرف مواد باشند. بنابراین، دیدگاه حاضر هم به بررسی علل بالقوه می پردازد و هم عوامل بسیار دور را در نظر می گیرد.

 

 

نظریۀ های زیستی- روانی

دو نظریه در مورد انگیزه اعتیاد وجود دارد که مبنای تحقیقات زیستی- روانی است: آیا معتادان بر اساس نیاز درونی خود به مصرف مواد مخدر مواد مخدر روی می آورند یا به خاطر لذت مورد انتظار، دست به چنین اقدامی می زنند؟ عمده ترین نظریه های این دیدگاه را می توان چنین شرح داد:

1.      نظریه های وابستگی جسمانی اعتیاد

براساس این نظریه، وابستگی جسمانی، معتاد را در دام چرخۀ معیوب دریافت دارو و نشانه های ترک مواد گرفتار می کند. عقیده بر این است مصرف کنندگان مواد که مصرف آنها تا حد ایجاد وابستگی جسمانی رسیده است، به خاطر اجتناب از نشانه های ترک مواد مجبور به مصرف می شوند.

2.      نظریه های مشوق مثبت اعتیاد

ناتوانی نظریه های وابستگی جسمانی در تبیین جنبه های عمدۀ اعتیاد، سبب پیدایش این نظریه شد که دلیل اصلی گرایش معتادان به مصرف مواد، فرار یا اجتناب از پیامدهای ناخوشایند علائم ترک مواد یا علائم شرطی شدهۀ ترک مواد نیست، بلکه بیشتر برای حصول آثار خوشایند مواد و ایجاد لذت است (استوارات، دویت و آیکل بوم، 1984).

برخی از آثار خوشایند مواد ممکن است به طور صریح و روشن نباشد، با یان حال گزارش شده است که اغلب مواد اعتیاد زا آثار باز داری زدایی دارند. اگر شما بر اثر مصرف الکل بتوانید براحتی اعمال هیجانی مثلاً رفتار عاشقانه خود را به دور از باز داری ابزار کنید، از این امر لذت خواهید برد و این عمل بر انگیزانندۀ مهمی در اعتیاد به الکل خواهد بود.

دو نظریۀ مشوق مثبت در مورد اعتیاد بر این پایه استوارند که ارزش مشوق مثبت مواد اعتیادزا با مصرف مواد افزایش می یابد، زیرا بر اساس شواهد موجود تحمل شرطی شده، به آثار ناخوشایند مواد تسری می یابد، نه به آثار خوشایند و مطلوب آن؛ همچنین، در افراد مستعد به اعتیاد، حذف مهار به وسیله یک عامل خارجی سبب می شود که آنها بیشتر به مصرف مواد رو بیاورند.

نکتۀ حائز اهمیت این است که لذت حاصل از مصرف مواد، به خودی خود اساس اعتیاد نیست، بلکه لذت مورد انتظار از مصرف مواد (یعنی ارزش مشوق مثبت مواد) است که سبب گرایش به مواد می شود. در آغاز، ارزش مشوق مثبت مواد کاملاً با آثار خوشایند آن ارتباط دارد، اما در اعتیاد مزمن، ارزش مشوق مثبت مواد اغلب به دور از لذت حاصل از مواد است. بنابراین، معتادان افرادی بدبخت هستند، زندگی آنها در هلاکت است و پس از مدتی باوجود لذتبخش نبودن مصرف مواد، دیگر قادر به ترک آن نیستند.

نظریه های اجتماعی- فرهنگی

نظریه هایی که با توجه به ابعاد اجتماعی

 فرهنگی اعتیاد، مساله سوء مصرف مواد را تحلیل کرده و سعی در تبیین و توجیه آن نموده است نیز بسیار متنوعند. تعدادی از یان نظریه ها عبارتند از: نظریۀ بی هنجاری، نظریۀ انزواطلبی، نظریه برچسب زنی و نظریۀ انتقال فرهنگی، این نظریه ها اصولاً بر محیط اجتماعی تاکید کرده و نقش محیط را در رفتار اعضای جامعه مهم می دانند. در این بخش این نظریه ها و تعدادی دیگر از نظریه های جامعه شناختی را که به تبیین مصرف مواد مخدر می پردازند.

این نظریه بیشتر در نوشته های بکر (1966) به چشم می خورد که به تعامل به تعامل گرایی یا روابط متقابل نمادین، پرداخته است. این نظریه معتقد است که تفکر و رفتار افراد مبتنی بر پیامهایی است که از محیط اطرف خود و از جمله از مردم کشسب می کنند.

طبق این نظریۀ قبلی، ساختار افراد در چهارچوب توقعات و انتظارات دیگران از آنها شکل می گیرد. در زمینه اعتیاد به مواد مخدر چنین مطرح می شود که نمادها، علائم توقعات و رفتار کسانی که معتاد نیستند و می توانند، به قول گیدنز (1992)، تعاریف اخلاقی متعارف را به دیگران بقبولانند و به صورت رسمی یا غیر رسمی، نماینده نیروهای نظم و قانون هستند، منابع اصلی بر چشب زنی را فراهم می آورند. مثلاً با بروز علائمی از قبیل رنگ پریدگی، چشمان خمار، سست راه رفتن، شخص معتاد شناسایی می شود و اگر تلفی دیگران این باشد که اعتیاد جرم است، شخص معتاد نه تنها از سوی جامعه طرد یم شود بلکه از ابتدایی ترین حقوق اجتماعی اش نیز محروم می شود.

( بهرامي احسان : 1383 صفحه 92- 107 )

+ نوشته شده در  یکشنبه 1 آذر1388ساعت 15:21  توسط سمیه اصغرپور  | 

دیدگاه اختلال هنجاري

يكي از نظرياتي كه بيشتر از دوركيم و پارسونز و به طور كلي كاركردگرايان وام گرفته شده نظريه اختلال هنجاري مي باشد. بعد هنجاري ساختار اجتماعي در جامعه بسيار با اهميت است كه اگر در آن اختلال روي دهد، حس همبستگي و انسجام در جامعه را مختل كرده و فرد را از نظر الگوي رفتاري دچار مشكل كرده و آنومي را در وي تقويت مي نمايد كه از اين لحاظ گرايش به انحرافاتي چون اعتياد به مواد مخدر اجتناب ناپذير است.

اين اختلال به صورت هاي مختلف در جامعه حضور پيدا مي كند كه به آنها اشاره مي نماييم.  

۱- قطبي شدن هنجارها؛ هنگامي كه دو قطب مخالف يا جدا از همديگر براي فرد هنجار فرستي كنند و توزيع جمعيت بر حسب ميزان فشار هنجاري، نرمال نباشد، توزيع جمعيت دونمايي بوده و به جاي اكثريت، اقليت جامعه، متوسط هنجاري را درك كنند، قطبي شدن هنجاري ايجاد مي شود. براي مثال اگر خانواده فرد را به هنجارهاي سنتي و مذهبي دعوت كند و از سوي ديگر گروه دوستان، فرد را به مصرف مواد مخدر تشويق نمايد، اين مسأله ممكن است به نفع هر كدام از طرفين تمام شود كه ميزان اهميت و احترام هر طرف در پذيرش هنجار مورد نظر از سوي فرد مؤثر خواهد بود. 

۲- تضاد هنجاري؛ در برخي جوامع، اعضاي جامعه به دو گروه تقسيم مي شوند و هر گروه در فضاي هنجاري متفاوت سير مي كند كه اين مسأله به ظهور دو مجموعه هنجار متفاوت مي انجامد كه ممكن است هنجارهاي طبقه متوسط با طبقه حاكم، نسل امروز با نسل گذشته و يا گروه هاي مختلف با همديگر متضاد باشد و در كنار اين مسأله كه گروه هايي ممكن است به انحرافات سوق پيدا كنند و هنجارهاي غير اخلاقي را رواج دهند.  

۳- ناپايداري هنجاري؛ تناقض منطقي ميان دو يا چند هنجار در يك نظام هنجاري موجب مي شود كه هر كدام از هنجارها براساس خرده فرهنگ هاي متفاوت بر مسأله خاصي تأكيد كنند و فرد با ناپايداري هنجاري مواجه شود. در مورد اعتياد برخي خرده فرهنگ ها كه اعتياد را امري مطلوب و منزلت بخش مي دانند در ناپايداري هنجاري تأثير فراوان دارند.  

۴- ضعف هنجاري؛ هنگامي كه احساس تعلق و تعهد نسبت به هنجارها پايين تر از ميانگين لازم باشد و فشار هنجاري لازم وجود نداشته باشد، ضعف هنجاري ايجاد مي شود كه در اين شرايط فرد الگوي رفتاري لازم براي كنش در جامعه را ندارد و با مشكلات جدي در اين زمينه مواجه مي شود و حتي ممكن است برخي انحرافات مانند اعتياد به مواد مخدر را اصلاً انحراف تلقي نكند.  

۵- بي هنجاري؛ بي هنجاري يا آنومي كه تأخر هنجاري و خلأ هنجاري در جامعه است، بيشتر مخصوص جوامع در حال گذار است كه فرد به دليل تغييرات سريع فرهنگي و اجتماعي هيچ هنجاري را نمي شناسد و قبول ندارد و اين مسأله عامل و نيز تشديد كننده پديده هايي مانند اعتياد است.

دیدگاه يادگيري

نظريه يادگيري يا فراواني معاشرت كه از سوي نسل دوم محققين شيكاگو مورد توجه قرار گرفت، با مطالعات قوم نگاري و مصاحبه و تحقيقات انسان شناسي اجتماعي به اين عقيده رسيد كه جنايت و انحراف از طريق انتقال فرهنگي در گروه هاي اجتماعي واقع مي گردد. «سادر لند» با اين تحقيقات، خرده فرهنگ هاي گوناگون در شهرهاي بزرگ را مورد توجه قرار داد و معتقد بود در برخي مناطق شهري، كجرفتاري در جريان كنش متقابل با ديگران آموخته مي شود. بخش اصلي يادگيري رفتار كجرو در اثر ارتباط صميمي درون گروه انجام مي گيرد و در جريان اين يادگيري، تكنيك هاي ارتكاب جرم، توجيهات و انگيزه ها و گرايش ها آموخته مي شود و الگوي رفتار انحرافي براي فرد مهم تر و ارزشمندتر از الگوي قانوني موجود تلقي مي گردد و با توجه به فراواني معاشرت، اين رفتار به هنجار جا افتاده در فرد مبدل مي شود.

اين محققان نتيجه مي گيرند كه جامعه داراي سازمان هاي متفاوتي است كه اين سازمان ها در رفتار فرد تأثير مي گذارند و تنها زماني رفتار انحرافي مانند اعتياد به مواد مخدر آموخته مي شود و رواج مي يابد كه توسط گروه هاي مختلف و خرده فرهنگ هاي متفاوت در معاشرت بين افراد انتقال يابد و به قول «هاوارد بكر» اگر فردي به تنهايي و بدون يادگيري از مواد مخدر استفاده كند نه تنها لذتي از آن نبرده، بلكه احساس نارضايت و وحشت نيز خواهد كرد.

دیدگاه اوقات فراغت

جرج زيمل يكي از جامعه شناسان كلاسيك آلماني بود، كه يكي از نظريات او درباره جامعه شناسي اوقات فراغت مي تواند تبيين كننده رواج اعتياد به مواد مخدر در جامعه باشد. به اعتقاد او در فرهنگ مدرن و در روند تاريخ جديد، آزادي فزاينده فرد از بندهاي وابستگي شديد اجتماعي و شخصي ظهور مي يابد، صورت هاي فرماندهي و فرمانبري نيز خصلت تازه اي به خود مي گيرند و هيچ فردي تحت چيرگي تام ديگران در نمي آيد. انواع گسترده اي براي گذران فراغت وجود دارد كه به فرد امكان مي دهد خود را از ديگران متمايز سازد كه روش ها و اعمال پرشتاب و مد اين تمايز هويت شخصي را شكل مي دهند. بر اين مبنا هر كس براي متمايز شدن، روش خاص پي مي گيرد كه ماجراجويي در زندگي مدرن را رواج مي دهد. فرد در اين فضا مي كوشد تا از جريان هاي يكنواخت زندگي روزانه بيرون رود و در قلمرو فعاليتي با قواعد ويژه گام نهد. بنابراين در جوامع مدرن و جوامعي كه به سوي مدرنيسم گام بر مي دارند و فرهنگ مدرن در آن تبليغ شده، فرد در قلمرو اوقات فراغت، جهان عقلگرا، بوروكراتيك و افسون زدايي شده را كنار مي نهد و فرصتي براي او فراهم مي شود تا اجبارها و محدوديت هاي نظم اجتماعي را فراموش كند و به كنش غيرهنجاري دست زند.

با توجه به اين ديدگاه، مي توانيم به افراد آزاد و فردگراي امروزي اشاره كنيم كه با توجه به ذات حيات مدرن، پا را فراتر از قيد و بندها نهاده و جستجوگرانه و ماجراجويانه براي تفريح و گذر وقت، به اعتياد روي مي آورند و اين امر را تنها تفريح و نوعي گذراندن اوقات فراغت ويژه و متمايز از ديگران مي پندارند. اين نظريه مي تواند تبيين كننده بسيار خوبي براي اعتياد در اقشار مرفه و طبقات بالاي جامعه باشد، چرا كه آنان هميشه سعي مي كنند در اعمال خود از ديگران متمايز باشند، حتي در تفريحات، گرچه اين تفريح خاص، مصرف مواد مخدر باشد و به اعتياد بينجامد. 

دیدگاه فرصت هاي نابرابر

«كلاوارد» و «اوهلين» از جامعه شناساني هستند كه بر پايه نظريه مرتون و بوم شناسي، به مسئله فراواني فرصت هاي نابرابر پرداخته اند. آنها با تحقيقات خود متوجه شده اند كه در مناطق خاصي كه جوانان طبقه پايين در رقابت براي دستيابي به اهداف، ناموفق هستند و يا از قبل تلقي ناموفقيت مي كنند. در حالي كه جامعه آنان را به اهداف و ارزش ها تشويق مي كند، اين افراد نظام اجتماعي را مانع پيروزي و عامل شكست خويش مي پندارند با استفاده از خشونت و شيوه هاي غيرقانوني خرده فرهنگ هايي را در اين مناطق شكل مي دهند.

نكته مهم اينجاست كه همه اين افراد در كاربرد شيوه هاي غيرقانوني و دستيابي به اهداف از راه هاي نامشروع موفق نمي شوند و همين نابرابري فرصت براي رفتار انحرافي، موجب ايجاد خرده فرهنگ هاي متمايز در اين مناطق و در بين افراد كجرو مي گردد. دو گروه موفق تر بوده و دو نوع خرده فرهنگ كجرو و جنايتكار را تشكيل مي دهند. اما افرادي كه خرده فرهنگهاي دوگانه(كه يا به كجروي و دستيابي به اهداف از روش هاي غيرمشروع دست مي يازند و يا خشونت گرا شده و به اموال شهري تجاوز مي كنند) آنها را پذيرفته اند و هم در جامعه و هم در زاغه هاي زيرزميني با ناكامي مواجه گشته اند، به خرده فرهنگ كناره گير روي مي آورند كه شرط عضويت در آن علاقه به مصرف مواد مخدر است.

دیدگاه ناكامي منزلتي

جامعه شناس معاصر آمريكايي آلبرت كوهن كه نظريه ناكامي منزلتي را از نظرات مرتون استخراج كرده، معتقد است طبقات پايين در جامعه از نظر دستيابي به منزلت دچار ناكامي هستند و اين در حالي است كه جامعه آنها را به كسب منزلت تشويق مي كند و امكان دستيابي را در اختيار آنها قرار نمي دهد. طبقات پايين در جامعه پذيري، آموزش و پرورش و هنجارها و ارزش ها با تبليغ خصايص و ارزش هاي طبقه متوسط روبرو هستند در حالي كه از تحرك اجتماعي و حضور در اين طبقه محروم هستند. همين مسئله موجب احساس يأس، سرخوردگي و ناكامي در اين طبقه شده و افراد را به خرده فرهنگ هاي بزهكاري در مكان هاي سكونت خويش متمايل مي كند كه اين خرده فرهنگ ها معمولاً خصوصياتي چون گرايش لذت جويانه، منفي نگري، ميل به خشونت، آزادي و تنوع در كجرفتاري و استقلال و انسجام گروهي و ميل به رفتار غيرمدني دارد.                                           

البته مسئله اي كه اغلب نظريه ها از آن غافلند پديده اعتياد به مواد مخدر در ميان طبقه هاي بالاي جامعه است كه اينگونه افراد نه انزواطلب هستند و نه مشكل زيستي و رواني دارند و نه با ناكامي منزلتي مواجه هستند. بلكه معمولاً هر اقدامي براي تفريح و سرگرمي و وقت گذراني و لذت جويي انجام مي دهند كه اعتياد نيز براي آنها حكم چنين مسئله اي را دارد اما به تدريج با اعتياد و وابستگي به مواد مخدر، فعاليت، مشاركت و تعهد اجتماعي خويش را از دست مي دهند كه البته اين افراد كمتر منحرف محسوب مي شوند چه به دنبال اعتياد آثار اجتماعي چنداني در جامعه ندارند و شايد نتوان آنها را منحرف و كجرو محسوب كرد.

( بانک مقالات روانشناسی و مشاوره)

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  جمعه 29 آبان1388ساعت 17:32  توسط سمیه اصغرپور  | 

افیون در جهان

نمی توان اشنایی انسان را با مواد مخدر به درستی بر اورد نمود ولی چنین می نماید که بشر از اغاز زندگی برای تسکین الام و یا دست کم کاستن دردهای خود از بوته هایی که مواد تخدیر کننده دربر داشتند وناگهانی یا با تجربه با انها اشنایی به هم زده بود بهره برداری می نموده است.قبل ازنام بردن اقوام گوناگون بهتر است ماده مخدر را تعریف کنیم.

"ماده مخدر به هر ماده ای غیر از اب وغذامی گویند که وقتی وارد بدن موجودزنده می شود ساختار وکارکرد انرا تغییر میدهد".(ستوده:157:1386)

سومریان وسپس اشوریان کهن ترین اقوامی هستند که از افیون سخن دارندوپزشکان اشوری در سده ی هفتم پیش از میلاد ان را به عنوان مسکن به کار می برده اند.

مجارستان اولین کشور اروپایی است که با خشخاش اشنا شد وگیاه شناسان کشور مزبور هزارو دویست سال پیش از میلاد ان را می شناخته وشیره اش را به کار می برده اند.

هنگامی که داریوش بزرگ هند را گشودهندیها افیون را می شناختندوبا ان سروکار داشتند.

در اثار تاریخی مصر نیز اشاراتی به افیون ومواد به کار بردنش شده ونا اگاه ازان نبوده اند وبرای تسکین دردها به کار می رفت.

یونانیان زمان سقراط به اثار طبی تریاک پی برده و برای تسکین الام خود به کار می برده اند.

پلین رومی طبیعی دان نخستین سده ی میلادی مخدر مزبور را می شناخته وشیره ی فشرده خشخاش را اپیون نامیده است.

اروپای قرون وسطی تا حدودی اشنای به افیون بوده و پاراسلس وسیدنهام پزشکان این عصر ان را به عنوان دارو به کار برده خوراکی ان را به نام تریاکا یا توریاکا مصرف می نموده اند.

به عکس انچه شهرت دارد مردم سرزمین چین در گذشته ی دور هیچ گونه اشنایی با افیون نداشتند وگویا مخدر مزبور هدیه ایست که از هند به چین امده ونخست انرا به عنوان گل تزئینی در باغ هامی کاشتند وسپس از سده ی هشتم میلادی به بعد کم کم خواص درمانی وتخدیر کننده اش پی بردند واز همین زمانست که در اثار چینی جسته وگریخته یادی از ان شده است.(مدنی:15-19)

شناخت لغت تریاک

تریا ک پارسی نیست و ازلغت تریاکس یونانی گرفته شده که ان هم از تریاکای لاتین ماخوذ است وتازی شده اش تریاق یا دریاقمی باشد.تریاک ترکیب خاصی بودکه ازشیره ی کوکنار وپوست ماری به نام تیروس ساخته می شدوبه جای پادزهر به کار می رفت وفادزهر معرب انست.

تریاک داروئی بوده است که در پزشکی کهن به جای پادزهر به کار می رفته وچون در هربخش از تریاک جزئی هم افیون وجود داشته رفته رفته افیون وتریاک یکی دانسته شده وامروزه نیز چنین است وبر یک چیز اطلاق می شود یعنی همان ماده ی بلاخیزی که نخست از گرزه ی خشخاش بیرون می اید شیری رنگ است پس از ان در مجاورت هوا قهوه ای رنگ می شود.

افیون وتریاک هر دولغات بیگانه می باشند که در زبان پارسی وارد شده است نخستین ایرانیان نه اشنایی با چنین سمومی داشتند ونه حتی لغاتی برای انها ساخته بودند ونه در این سرزمین کشت می شد. (همان:67-69)

اعتیاد _

­_اعتیاد یعنی خوگرفتن ووابسته شدن جسمی وروانی وعصبی فرد به موادمخدر که ترک یا فرار از ان نا ممکن ویا بسیار مشکل است.

_اعتیاد یعنی مصرف نابجا ومکررمواد مخدر که موجب وابستگی به انها می شود.این وابستگی بدنی وروانی است.ترک مواد افیونی مشکلات ومحرومیتهای بدنی وروانی را درپی خواهد داشت.(از مقاله دکتر احمد حسنی)

_اعتیاد یک بیماری روانی اجتماعی اقتصادی است که بر اثر فعل وانفعال تدریجی بین بدن انسان ومواد شیمیائی تحت تاثیر یک سلسله شرایط واوضاع واحوال خاص روانی اقتصادی اجتماعی وسنتی به وجود می اید.(از تحقیق دکتر ربابه شیخ الاسلام)

_درسال1950سازمان جهانی بهداشت تعریف زیر را برای اعتیاد ارائه دادند:"اعتید داروئی حالتی است که در اثر مصرف دوره ای یا مداود یک ماده شیمیائی (طبیعی یا مصنوعی)که برای انسان یا جامعه مضر باشد ایجاد می گرددونشانه های ان به قرار زیر است:

1_اشتیاق یا نیاز اجباری به استفاده مداوم ان ماده وظهور رفتاری اجباری برای پیدا کردنان به هروسیله.

2_تمایل به افزودن به مقدارمصرف به مرور زمان.

3_پیداشدن وابستگی های جسمی وروانی براثر استفاده از ان ماده.

درمورد اغاز اعتیاد دیدگاه روانکاوی معتقد است:دلایل مصرف مواد وجود ناکامی های بیرونی ویا بازداریهای درونی است.سوءمصرف مواد به واسطه ی تعارضات درون فردی که منجر به تثبیت یا واپس روی به مرحله ی وابستگی دهانی در رشد می شود شکل می گیرد.

به اعتقاد دکتر عزت الله نیکو زاده برخی تحقیقات نشان داده است که اعتیاد به مواد مخدر در خانواده هایی که تنها دارای یک والد بوده اند (به خصوص پدرانی که به تنهایی مسئولیت تربیت فرزندان را بر عهده داشتند )به مراتب بیشتر بروز نموده است.در حالیکه در خانواده های صمیمی که روابط رضایت بخشی داشته اند کمتر بروز می کند.

(بانک مقالات روانشناسی ومشاوره)

معتاد

معتادین انسان هایی ظریف حساس وزود رنج هستند.انسان های حساس نسبت به مسائل اطراف خود توجه بیشتری دارندوهمچنین مسائل انها را بیشتر از دیگران می ازارد.این قبیل افراد متاسفانه مسائل ومشکلات درونی ذهنی دارند ودرمقابل امری که چندان مشکل وناراحت کننده نیست سریعا ودر حد زیاد ناراحت عصبانی وازرده می شوندوبه صورت منطقی با ان برخورد نمی کنند. انها می خواهند همه مسائل طبق میل ویا خواست انها باشد واگر در مساله ای چنین وضعیتی نباشد موجب رنجش انها می شود.

معتادین از گروههای مختلف اجتماعی اقتصادی هستند چون هم افرادمرفه معتادند وهم افرادفقیر بیکار هم انهایی که موقعیت اجتماعی جالبی دارند بنابراین در اینگونه مواقع افراد از هر طبقه اجتماعی واقتصادی ممکن است معتاد شوند حتی میمون در ازمایشگاه معتاد می شود.

افراد معتادیعنی کسانیکه به این بیماری اجتماعی مبتلاشد ه اند اغلب به ارتکاب جرم می پردازند.چون برای تامین مواد مورد نیاز خود به پول احتیاج دارند واین پول را باید اغلب از راه نا مشروع تامین کنندوبه همین علت به ارتکاب جرم می پردازند.

افراد معتاد به هیچکس وهیچ چیز وفادارنیستند وتنها سعی انها بدست اوردن مواد مورد نیازشان از هر طریق وبه هر شکلی که امکان پذیر باشد .بیشتر لذت طلب وخشن هستندوحتی بعداز مصرف از هر کار وهر چیزی لذت می برند ولی در عین حال زودرنج وخشن هستند واز اطرافیان توقع زیادی دارند.ازلحاظ عاطفی در برابر هیچ کس وهیچ چیز مسئولیت را احساس نمی کنند وهمیشه همه ی مردم به خصوص اطرافیانشان را مسئول رفتار خویش می دانند.همواره یک نوع مکانیسم دفاعی در برابر دیگران دارند وهمیشه در حال اعتراض هستند. 

تبیین جامعه شناختی اعتیاد به مواد مخدر

بسیاری از نظریه های جامعه شناختی در سوءاستفاده از مواد مخدر وداروهای روانگردان تا کید می کنند.سوءاستفاده از مواد مخدر وقتی روی می دهد که معتاد از هنجارهای فرهنگی سرپیچی کند و انها را نقض نماید. تبیین جامعه شناختی اعتیاد در نقش فرهنگ، ساختار اجتماعی و کنشهای متقابل اجتماعی در شکل گیری مواد مخدر تاکید دارد این مساله را می توانیم از سه دیدگاه جامعه شناختی بررسی کرد.

دیدگاه کارکرد گرایی و اعتیاد

رویکرد کارکرد گرایی بر فشارها ، ناسازگاریها و تناقضها در نظام متمرکز می شود تا بتواند مساله اعتیاد را تبیین کند.

مرتن یکی از پیروان کارکرد گرایی است. او شرایط ساختاری را علت ریشه ای کج رفتاریهای اجتماعی از جمله اعتیاد می داند. از نظر مرتن در هر جامعه ای دو ساخت اساسی وجود دارد که میان آنها در درون یک نظام اجتماعی روابط کارکردی وجود دارد.

این دو ساخت اساسی یکی هدفهای نهادی شده و دیگری وسایل نهادی شده می باشد. هدفهای نهادی شده عبارتند از تعریفهای نهادی شده درباره ارزشها و امور مطلوب و وسایل نهادی شده عبارتند از شیوه های استاندارد شده کنشها برای نیل به اهداف و یا هنجارهای مقرری که برای وصول به هدفهای نهادی شده وضع شده است.

به نظر مرتن وقتی میان این دوساخت اساسی تعادل برقرار باشد جامعه دارای یکپارچگی است ولی اگر تعادل بین آنها برقرار نباشد جامعه دچار بی هنجاری میشود.

در نتیجه بی هنجاری در سطح جامعه و فشارهای ناسازگاریهای اجتماعی، افراد به سوی مواد مخدر سوق داده می شود.

مطلب دیگر این است که بی هنجاری ناهماهنگیهایی را در هنجارهای فرهنگی در ارتباط با مواد مخدر به وجود می آورد مثلا ً وقتی متخصصان بهداشت و سلامت ، خطر الکل وسیگار را هشدار می دهند، و در همان حال ، تبلیغ گران، استفاده از آنها را تبلیغ می کنند و دولت آمریکا نیز برای مصرف الکل و سیگار یارانه می دهد ، از مردم چه انتظاری می توان داشت که به سوی اعتیاد نروند.

دیدگاه تضاد واعتیاد

بر اساس دیدگاه تضاد ، اعتیاد به عنوان واکنشی است به نابرابری های اجتماعی پایداری که توسط نظام سرمایه داری تحمیل می شود.

در چنین وضعیتی فرودستان جامعه برای فرار از ستمدیدگی و ناکامی 

 توسط نابرابریهایی که تجربه می کنند، به مواد مخدر روی می اورند وقتی تحول فرهنگی خیلی شدید باشد مانند زمانیکه شخص از مملکت خود به کشور بیگانه ای با فرهنگ نا آشنا می رود، اختلالات زیادی پیش می آید که گاه به آن عنوان ضربه فرهنگی نیز می دهند . این ضربه فرهنگی زمانی پدید می اید که فرد به دو فرهنگ متفاوت اعتقاد و وابستگی بیابد.

دیدگاه کنش متقابل گرایی و اعتیاد

کنش متقابل گرایی بر اهمیت تعاریف و برچسب زنی که بر معانی اجتماعی متمرکز می شود و بر اعتیاد پیوند می خورد، تاکید می کند اگر نخستین تجربه اعتیاد خوشایند باشد احتمال تکرار می رود و فردی که به دفعات اقدام به این کار کند احتمال خوردن برچسب به او به عنوان معتاد زیاد است. اگر این تعریف درونی شود به گونه ای که فردخود را به عنوان معتاد بشناسد، احتمال اینکه رفتار و میزان مصرف او شدت یابد ،بسیار بالاست. مصرف مواد مخدر از طریق کنشهای متقابل در گروههای کوچک نیز آموخته می شود. معتادان نه فقط انگیزه ها و تکنیک های آنرا یاد می گیرند بلکه شیوه های مصرف انرا نیز تجربه می کنندبر اساس نظریه برچسب ، مردم ، بیماران اجتماعی مبتلا به مواد مخدر را برچسب معتاد می زنند و از خود طرد می کنند.

( ستوده : 169:1386 -173)

 

+ نوشته شده در  جمعه 29 آبان1388ساعت 16:24  توسط سمیه اصغرپور  | 

موضوع : اعتياد

گرداورندگان : سميه اصغرپور ندا احمدي

سوال آغازين : علل گرايش جوانان ( منطقه 18 تهران) به اعتياد چيست ؟

مقاله انتخابي : نابرابري جنسي گونه اي از نابرابري اجتماعي در ايران

                    نگارنده : مهرناز حاجيوند

پايان نامه انتخابي : بررسي عوامل موثر بر اعتياد بر اساس نظريه آگنيو در جوانان 14 تا 29 سال شهر تهران

استاد مشاوره : دكتر محمد عبدالهي استاد راهنما : دكتر جعفر سخاوت

دانشجو  : رضا عبدالرسولي سال تحصيلي 1384

 

طرح مسئله

ايران كشوري است با جمعيت جوان كه اين جمعيت در داشتن آينده درخشان براي ايران موثر است .اگر براي اين گروه برنامه ريزيهاي دقيق و منظم طرح ريزي شود و به درستي به اجرا در آيد جوانان را تبديل به سرمايه هاي عظيم براي اين مرزو بوم مي كند.

اما در فرايند برنامه ريزي بايد مشكلات جوانان را در نظر گرفته گرفت چرا كه اين مشكلات از موانع رشد و توسعه كشور مي باشد.

از جمله اين مشكلات مي توان به اعتياد اشاره كرد. حال چرا اعتياد به عنوان يكي از مشكلات اشاره كرديم دليل آن بوده كه از اين معضل آمارهاي گوناگوني ارائه مي شود و اين خود دليل بر حساسيت اين امر مي باشد .

به طور مثال   "هومن نارنجي ها ، مدير كل امور فرهنگي و پيشگيري ستاد مبارزه با مواد مخدر ، شمار دقيق معتادان ايران را يك ميليون و دويست هزار نفر اعلام كرده است.

از طرف ديگر رئيس سازمان ملي جوانان بيان كرد كه آمار اعتياد جوانان را هر سال به دست مي آوريم اما اين آمار محرمانه است و فقط در اختيار مسئولان قرار مي گيرد. " (روزنامه ابتكار /1388 :4)

" اعتياد يكي از مسائل  مبتلا و نگران كننده جامعه ما در شرايط كنوني است، بويژه در ميان جوانان و نوجوانان . پيامد هاي اين مساله كه هم اكنون مظاهر اوليه آن در خانواده ها و مجامع عمومي مشاهده مي شود بنيان روابط اجتماعي را مورد تهديد قرار داده است."

 (سيف اللهي . سيف اله /1386 : 385 )

بدون ترديد مصرف بي رويه و روز افزون مواد مخدر به عنوان يكي از بزرگترين مشكلات قرن حاضر تلقي مي شود و زيان هاي ناشي از آن در زمينه هاي اجتماعي و اقتصادي بسياري سنگين است به طوري كه تقريباً تمامي كشورهاي جهان سعي دارند برنامه هايي براي پيشگيري از اعتياد و درمان معتادان به اجرا گذارند.

يكي از عوامل گسترش اعتياد در ايران اين است كه اين كشور در همسايگي بزرگترين توليد كنندگان انواع مواد مخدر جهان و در مسير ترانزيت قرار گرفته است.

اما اگر بخواهيم به طور كلي اين عوامل را بيان كنيم به 3 عامل محدود مي شويم:

1- عوامل اجتماعي : كمبود امكانات فرهنگي ، ورزشي و تفريحي ، كمبود امكانات حمايتي خدماتي ، درماني و مشاوره اي ، كمبود فرصت هاي شغلي ، بازار  مواد مخدر و وفور آن است.

2- عوامل بين فردي : خانواده، مدرسه ، محل سكونت ، دوستان

3- عوامل فردي : صفات شخصيتي ، اختلالات رواني ، موقعيت هاي مخاطره آميز ، نظر به گستردگي دامنه اعتياد و مسائل پيرامون آن اين سئوال مطرح است كه علل و عوامل گرايش افراد به ويژه جوانان به اعتياد چيست ؟

 

نقد مقاله : نا برابري جنسي ، گونه اي از نابرابري اجتماعي در ايران

مقاله اي كه مورد بررسي قرار گرفت در مورد نا برابري جنسي بوده  كه توسط خانم حاجيوند نگاشته شده است. به نظر من اولين ايرادي كه مي توان به طرح مساله اين مقاله گرفت اين است كه آمار و شواهد موجود دال بر صدق مطالب خود ارائه نداده است هم چنين از منابع و مستندات قابل قبول استفاده نكرده است. نگارنده بيان كرده كه نابرابري ميان زن و مرد در طول تاريخ بشر مطرح بوده اما من فكر مي كنم مطرح شدن نابرابري ها شايد به سه يا چهار قرن پيش برگردد، چراكه با وقوع انقلاب صنعتي و ايجاد كارخانجات مرد و زن هر دو پا به پاي هم كار مي كردند اما تفاوت در بين اين دو حاكم بوده  و نابرابري ها از اين زمان مطرح بوده . يعني امتيازات براي مرد بيش از زن بوده در حاليكه هر دو به يك اندازه كار مي كردند ( منظور از امتيازات ، اعتبار اجتماعي است )

  نقد طرح مساله پايان نامه

طرح مساله اين پايان نامه به خوبي مطرح شد چرا كه ويژگي هاي مورد نظر از جمله بيان آمار و ارائه شواهد موجود ، ذكر منابع و ماخذ ، و استناد به اشخاص معتبر ، بوده است.

در اين طرح مساله اعتياد را با نظام هاي فرعي چهارگانه در ارتباط قرار داده است و آن را از اين منظر مورد بررسي قرار داده و همچنين اين معضل گريبانگير جوامع جهاني را از منظر نظريه آگنيو تجزيه تحليل كرده است.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 26 آبان1388ساعت 20:26  توسط سمیه اصغرپور  |